مدت زمان : 00:00:00
مدت پشتیبانی : 0 روز

کتاب «پدر پولدار، پدر بی‌پول» نوشته‌ی رابرت کیوساکی یکی از تأثیرگذارترین آثار در زمینه‌ی آموزش مالی و رشد فردی است.
نویسنده در این کتاب با روایت تجربه‌های دوران کودکی و نوجوانی خود، ما را با دو نوع تفکر متفاوت درباره‌ی پول آشنا می‌کند:

تفکر پدر بی‌پول, مردی تحصیل‌کرده اما گرفتار در نظام کارمندی،
و تفکر پدر پولدار, مردی کارآفرین که پول را می‌فهمد و آن را برای خود به کار می‌گیرد.

این کتاب نشان می‌دهد که ثروتمند بودن فقط به میزان درآمد بستگی ندارد، بلکه نتیجه‌ی طرز فکر، تصمیم‌های مالی و سطح سواد اقتصادی هر فرد است.
کیوساکی در قالب داستانی ساده اما عمیق، به ما یاد می‌دهد چگونه از «چرخه‌ی بی‌پایان کار و خرج یا چرخه موشی» خارج شویم و یاد بگیریم پول برای ما کار کند، نه ما برای پول.

این خلاصه مروری است بر مهم‌ترین مفاهیم، درس‌ها و بینش‌های این کتاب ارزشمند, کتابی که نگاه میلیون‌ها نفر را به دنیای پول، کار و آزادی مالی تغییر داده است.

شیوه آموزش :
آموزش مجازی مبتنی بر مطالعه متن آنلاین
با امکان درج پرسش یا نظر
ارزش :
رایگان

توضیحات بیشتر

کل کلمات: 936 | مدت مطالعه: 5 دقیقه | نویسنده: رضا کارگزار | آخرین بروز رسانی: 1404/8/26

 

 

فصل اول: دو پدر، دو نگاه به پول

 

رابرت کیوساکی در ابتدای کتاب ما را به دوران کودکی‌اش در هاوایی می‌برد، جایی که دو پدر داشت: پدر واقعی‌اش، مردی تحصیل‌کرده و شاغل در دولت با درآمد ثابت و پدر دوستش مایک، مردی ثروتمند اما بدون تحصیلات دانشگاهی که نگرشی متفاوت به پول داشت. یکی به او می‌گفت درس بخوان تا شغل مطمئنی بگیری، دیگری می‌گفت یاد بگیر پول چگونه کار می‌کند تا خودت مسیرت را بسازی.

در نه‌سالگی، رابرت و مایک تصمیم گرفتند پولدار شوند و از پدر پولدار راهنمایی خواستند. او برایشان کاری در فروشگاه خود در نظر گرفت با حقوقی ناچیز تا به آن‌ها بیاموزد پول و کار را از نزدیک تجربه کنند. در ابتدا رابرت احساس می‌کرد مورد سوءاستفاده قرار گرفته، اما با اعتراضش درس مهمی گرفت: بیشتر مردم تمام عمر کار می‌کنند اما هرگز بیدار نمی‌شوند.

پدر پولدار توضیح داد که بیشتر انسان‌ها در چرخه‌ی موشی گرفتارند, ترس از فقر باعث می‌شود برای پول کار کنند و طمع باعث می‌شود همه‌ی درآمدشان را خرج کنند. این دو احساس، ذهن را اسیر می‌کند. تنها کسانی که بر احساسات خود مسلط می‌شوند، می‌توانند از این چرخه بیرون بیایند.

او گفت مدارس مردم را برای کار کردن آموزش می‌دهند، نه برای درک پول. به همین دلیل، بسیاری از تحصیل‌کرده‌ها از نظر مالی شکست می‌خورند. پدر واقعی‌اش به او امنیت شغلی را آموخته بود، اما پدر پولدار آزادی مالی را ارزشمندتر می‌دانست. رابرت در پایان فهمید اگر بخواهد مانند پدر پولدار شود، باید دیدگاهش را عوض کند: پول هدف نیست، ابزاری است که اگر آن را بفهمی، برایت کار می‌کند.

 

 

 

 فصل دوم : ثروتمندان برای پول کار نمی‌کنند

 

در این فصل، پدر پولدار به رابرت می‌آموزد که اساس ثروت در این جمله خلاصه می‌شود: ثروتمندان برای پول کار نمی‌کنند.
وقتی رابرت از کار در فروشگاه خسته شد و خواست حقوقش بیشتر شود، پدر پولدار به او توضیح داد که بیشتر مردم با افزایش درآمد، فقط خرج‌هایشان را زیاد می‌کنند و در نتیجه فقیر باقی می‌مانند.

او گفت فقر و ثروت از ذهن شروع می‌شوند. بیشتر انسان‌ها از فقر می‌ترسند و همین ترس آن‌ها را به کار کردن برای پول وامی‌دارد. وقتی پول می‌گیرند، احساس امنیت موقت پیدا می‌کنند و این احساس به طمع تبدیل می‌شود طمع هم باعث خرج بیشتر می‌شود و دوباره ترس برمی‌گردد. این همان چرخه‌ی تکراری زندگی مالی بیشتر مردم است.

پدر پولدار تأکید کرد که باید احساسات را کنترل کرد، نه برعکس. ترس و طمع اگر کنترل نشوند، انسان را اسیر می‌کنند. او گفت: وقتی بترسی، مغزت خاموش می‌شود و وقتی طمع‌کار شوی، منطق از بین می‌رود. ثروتمندان یاد گرفته‌اند آرام بمانند و فکر کنند.

او به رابرت یاد داد به‌جای اینکه به دنبال حقوق بیشتر باشد، یاد بگیرد چطور منبع درآمدی بسازد که بدون حضورش کار کند. فرصت‌ها در دل مشکلات پنهان‌اند و فقط کسانی که ذهن آموزش‌دیده دارند، آن‌ها را می‌بینند.

در پایان، رابرت درک کرد که ثروت واقعی فقط در پول نیست، بلکه در کنترل ذهن و آزادی تصمیم‌گیری است. همان‌طور که پدر پولدار گفت: «فقر نتیجه‌ی ندانستن نیست، نتیجه‌ی ترس از یاد گرفتن است.»

 

 فصل سوم : دارایی و بدهی

 

در نوجوانی، رابرت متوجه شد تفاوت اصلی میان دو پدرش در «سواد مالی» است. پدر واقعی‌اش با وجود تحصیلات بالا همیشه نگران مسائل مالی بود، اما پدر پولدار روزبه‌روز ثروتمندتر می‌شد.

پدر پولدار به او یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم کتاب را یاد داد: تفاوت بین دارایی (Asset) و بدهی (Liability). او گفت: «دارایی هر چیزی است که پول وارد جیبت کند، و بدهی چیزی است که پول از جیبت بیرون بکشد.» این جمله ساده، اساس ثروت را تشکیل می‌دهد.

بیشتر مردم گمان می‌کنند خانه و ماشین‌شان دارایی است، در حالی که تا زمانی که خرج ایجاد می‌کنند، در واقع بدهی هستند. مشکل بیشتر افراد نداشتن پول نیست، بلکه ندانستن چگونگی نگه داشتن آن است. ثروت در جریان نقدی است، نه در میزان درآمد.

پدر پولدار یاد داد باید دارایی‌هایی ساخت که برایمان درآمد غیرفعال تولید کنند مثل سرمایه‌گذاری در ملک، سهام یا کسب‌وکار. او می‌گفت اگر تفاوت دارایی و بدهی را درک کنی، دیگر نیازی به آموزش پیچیده نداری تا ثروتمند شوی.

در پایان، رابرت آموخت که کلید آزادی مالی در سواد مالی است. همان‌طور که پدر پولدار می‌گفت: مهم نیست چقدر پول درمی‌آوری، مهم این است که چقدر از آن را نگه می‌داری و چطور برایت کار می‌کند.

 

 فصل چهارم : مالیات و قدرت شرکت‌ها

 

رابرت در این فصل می‌پرسد چرا فقرا مالیات می‌دهند ولی ثروتمندان کمتر می‌پردازند؟ پدر پولدار پاسخ می‌دهد: چون ثروتمندان قوانین را می‌شناسند و بلدند از آن‌ها به نفع خود استفاده کنند.

او گفت در گذشته، مالیات برای ثروتمندان وضع شد تا عدالت برقرار شود، اما در عمل، ثروتمندان یاد گرفتند چگونه با استفاده از ساختار شرکت‌ها و دانش مالی، مالیاتشان را کاهش دهند، در حالی که کارمندان و طبقه‌ی متوسط همچنان مستقیماً مالیات می‌پرداختند.

پدر پولدار توضیح داد که شرکت‌ها ابزار محافظتی ثروتمندان‌اند. کارمند ابتدا مالیات می‌دهد و سپس با باقیمانده خرج می‌کند، اما شرکت‌ها ابتدا هزینه‌ها را پرداخت می‌کنند و بعد بر مبلغ باقی‌مانده مالیات می‌پردازند. این تفاوت، یکی از بزرگ‌ترین مزیت‌های مالی ثروتمندان است.

او گفت دانستن نحوه‌ی کارکرد حسابداری، سرمایه‌گذاری، بازار و قانون چهار ستون ثروت است. کسانی که قانون را می‌فهمند، از آن برای حفظ پول خود بهره می‌برند، در حالی که دیگران از ترس یا ناآگاهی، مالیات را صرفاً وظیفه‌ای اخلاقی می‌دانند.

در پایان، رابرت دریافت که سواد مالی فقط در شناخت پول نیست، بلکه در درک قوانین و سازوکار شرکت‌هاست. پدر پولدار همیشه به او می‌گفت: اگر می‌خواهی در دنیای واقعی موفق شوی، باید بدانی پول چگونه حرکت می‌کند و قانون چگونه از آن محافظت می‌کند. تنها در این صورت، دیگر محتاج امنیت شغلی نخواهی بود.

 

 فصل پنجم : ثروتمندان پول می‌سازند

 

 ثروتمندان منتظر فرصت نمی‌مانند، بلکه آن را خلق می‌کنند. پدر پولدار به او می‌گوید بیشتر مردم می‌ترسند ریسک کنند و به همین دلیل، در همان وضعیت مالی باقی می‌مانند. آن‌ها ترجیح می‌دهند در امنیت ظاهری شغل خود بمانند تا اینکه برای ساخت فرصت تازه قدمی بردارند.

او می‌گوید تفاوت میان افراد موفق و ناموفق در نحوه‌ی برخورد با ترس و ریسک است. ثروتمندان شکست را بخشی از مسیر یادگیری می‌دانند، نه دلیلی برای توقف. پدر پولدار همیشه می‌گفت: بازنده‌ها از شکست می‌ترسند، برنده‌ها از آن درس می‌گیرند.

در این فصل، رابرت درمی‌یابد که پول در اطراف همه وجود دارد، اما فقط ذهن‌های آماده می‌توانند آن را ببینند. پدر پولدار تأکید می‌کند که انسان باید قبل از داشتن پول، ذهنیت ثروتمند داشته باشد. او می‌گوید: «برای پول تلاش نکن، برای یادگیری تلاش کن. یاد بگیر چطور فرصت را تشخیص دهی و از آن ارزش بسازی.»

در پایان، رابرت درک می‌کند که ساختن پول به مهارت و خلاقیت نیاز دارد، نه به شانس یا تحصیلات خاص. ثروتمندان با فکر و دانش خود پول می‌سازند، نه با ساعت‌های طولانی کار.

 


پیشنهاد باشگاه

ترتیب خواندن کتاب های رابرت کیوساکی

رضا کارگزار . وبلاگ

 

 

 فصل ششم : برای یادگیری کار کن، نه برای پول

 

 بسیاری از مردم به دنبال امنیت شغلی هستند، اما پدر پولدار به او آموخت که باید برای یادگیری مهارت‌ها کار کند، نه فقط برای حقوق. او گفت: به جای اینکه بپرسی چقدر حقوق می‌گیرم، بپرس چه چیزی یاد می‌گیرم.

پدر پولدار باور داشت افراد ثروتمند چند مهارت کلیدی دارند: فروش، بازاریابی، ارتباط مؤثر، رهبری و مدیریت مالی. او تأکید می‌کرد که بدون این مهارت‌ها، حتی اگر پولی به‌دست بیاوری، نمی‌توانی آن را نگه داری یا رشد دهی.

در این فصل رابرت یاد می‌گیرد که تحصیلات دانشگاهی به‌تنهایی کافی نیست. مدارس به افراد یاد می‌دهند چطور متخصص شوند، اما ثروتمندان معمولاً دانش گسترده‌ای از زمینه‌های مختلف دارند و می‌دانند چطور دانش را به فرصت تبدیل کنند.

پدر پولدار به او گفت: آدم‌های فقیر و متوسط برای پول کار می‌کنند، اما آدم‌های ثروتمند برای یادگیری کار می‌کنند. اگر یاد بگیری، پول خودش به دنبال تو می‌آید.

 

 فصل هفتم : غلبه بر موانع

 

 کتاب پدر پولدار، پدر بی‌پول، رابرت کیوساکی توضیح می‌دهد که بزرگ‌ترین موانع در مسیر آزادی مالی، درون ذهن ماست، نه در دنیای بیرون. او می‌گوید: بسیاری از مردم می‌دانند باید چه‌کار کنند، اما هرگز عمل نمی‌کنند، چون ترس بین دانستن و اقدام فاصله می‌اندازد.

همه‌ی انسان‌ها ترس را تجربه می‌کنند، اما تفاوت ثروتمندان در نحوه‌ی برخورد با آن است. آن‌ها از ترس فرار نمی‌کنند، بلکه یاد می‌گیرند از آن عبور کنند و از شکست درس بگیرند. پدر پولدار می‌گفت:

«برنده‌ها از باختن نمی‌ترسند، ولی بازنده‌ها از ترس باختن هرگز بازی را شروع نمی‌کنند.»

کیوساکی می‌گوید ترس، بدبینی، تنبلی، عادت‌های اشتباه و غرور پنج مانع اصلی در مسیر ثروت‌اند.
بدبینی باعث می‌شود افراد در تردید بمانند و هرگز قدمی برندارند. تنبلی ذهنی باعث می‌شود انسان آن‌قدر در کار روزمره غرق شود که هرگز برای رشد مالی‌اش وقت نگذارد. عادت‌های غلط، مثل خرج کردن پیش از پس‌انداز، مانع ساخت دارایی می‌شود و غرور، انسان را از یادگیری بازمی‌دارد.

او تأکید می‌کند که ثروت واقعی از آموزش ذهن آغاز می‌شود، نه از مقدار پول. ذهنی که از ترس و شک پر است، حتی با درآمد زیاد هم احساس امنیت نمی‌کند. پدر پولدار می‌گفت:

«پول فقط کسانی را شکست می‌دهد که بلد نیستند کنترلش کنند.»

در پایان، رابرت نتیجه می‌گیرد: شجاعت یعنی اقدام کردن با وجود ترس. تنها راه رسیدن به استقلال مالی، روبه‌رو شدن با موانع ذهنی و آزاد کردن ذهن از ترس است؛ چون تا زمانی که اسیر ترس باشی، نمی‌توانی پول را در خدمت خودت بگیری.

 

فصل هشتم : شروع کنید

 

 حالا که یاد گرفته‌ای ترس‌ها و موانع ذهنی را بشناسی و بر آن‌ها غلبه کنی، وقت آن است که واقعاً شروع کنی. او تأکید می‌کند که دانستن بدون عمل کردن، هیچ ارزشی ندارد. هرکسی می‌تواند آرزوی آزادی مالی داشته باشد، اما فقط کسانی که قدم‌های واقعی برمی‌دارند، آن را به‌دست می‌آورند.

پدر پولدار همیشه به رابرت می‌گفت:

ثروت ساختنی است، نه شانسی. اما ساختنش فقط زمانی آغاز می‌شود که تصمیم بگیری وارد عمل شوی.

 به عقیده‌ی او، بیشتر مردم فقط در ذهنشان ثروتمندند. آن‌ها برنامه‌ریزی می‌کنند، آرزو دارند، اما هیچ‌وقت کاری نمی‌کنند. ثروتمندان اما حتی اگر ندانند دقیقاً چطور به هدف می‌رسند، باز هم حرکت را شروع می‌کنند.

در این فصل، رابرت توضیح می‌دهد که شروع کردن یعنی یاد گرفتن از تجربه، نه فقط از کتاب. می‌گوید: «اگر می‌خواهی پول را درک کنی، باید با آن بازی کنی. باید وارد میدان شوی، اشتباه کنی، از باختن ناراحت شوی، و دوباره ادامه دهی. فقط از این طریق می‌توانی بفهمی پول چطور عمل می‌کند.»

او اعتراف می‌کند که سال‌ها فقط تماشاگر بوده، تا وقتی فهمید تماشاگر بودن هیچ تغییری در زندگی‌اش نمی‌دهد. پس تصمیم گرفت خودش وارد بازی شود. و این تصمیم، الهام‌بخش ساخت بازی کش‌فلو (Cashflow Game) شد.

رابرت می‌گوید: «وقتی می‌خواستم به مردم آموزش دهم که چطور از چرخه‌ی موشی خارج شوند، فهمیدم فقط با حرف زدن نمی‌شود. باید چیزی طراحی می‌کردم که مردم را وادار کند با احساسات، تصمیم‌ها و اشتباهات واقعی خود روبه‌رو شوند و نتیجه‌اش شد بازی کش‌فلو

در این بازی، بازیکن‌ها در نقش آدم‌های معمولی زندگی واقعی هستند:
آن‌ها شغلی دارند، درآمد و خرج مشخصی دارند، قبض و وام می‌پردازند و آرزو دارند روزی به آزادی مالی دست پیدا کنند.
در آغاز بازی، هر بازیکن در چرخه‌ی موشی است, یعنی همان دایره‌ی تکراری کار، درآمد، هزینه، بدهی و باز هم کار.
هدف بازی این است که بازیکن یاد بگیرد چگونه از این چرخه بیرون بیاید و وارد مسیر سریع ثروت (Fast Track) شود.

 


پیشنهاد باشگاه

بازی رومیزی کش فلو

فروشگاه کش فلو . محصولات فروشگاه

 

اما کلید موفقیت در بازی، فقط اعداد نیستند؛ بلکه رفتار و احساسات بازیکن‌هاست.
خیلی از بازیکن‌ها وقتی در بازی ضرر می‌کنند، همان واکنش‌هایی را نشان می‌دهند که در زندگی واقعی دارند:
عصبانیت، ترس، عجله، یا تردید. بعضی‌ها اصلاً ریسک نمی‌کنند، بعضی‌ها هم بی‌محابا همه‌چیز را روی یک فرصت شرط می‌بندند.
و جالب اینجاست که معمولاً شخصیت مالی هر فرد، دقیقاً همان‌طور در بازی بروز می‌کند که در زندگی واقعی.

کیوساکی می‌گوید:

می‌خواستم مردم یاد بگیرند پول فقط عدد نیست، بلکه بازتاب ذهن ماست. بازی کش‌فلو ذهن تو را وادار می‌کند تا با خودت روبه‌رو شوی. آیا از ترس ضرر عقب می‌کشی؟ یا یاد می‌گیری از شکست درس بگیری؟

او می‌گوید بسیاری از کسانی که این بازی را انجام دادند، بعد از مدتی گفتند: من تازه فهمیدم چرا در زندگی واقعی‌ام پیشرفت نمی‌کنم.
بازی به آن‌ها نشان داد که چطور عادت‌های فکری، تصمیم‌های احساسی و ترس از ریسک باعث می‌شود در همان چرخه‌ی بی‌پایان کار برای پول باقی بمانند.

پدر پولدار همیشه می‌گفت: «پول مثل سگ است؛ اگر از آن بترسی، فرار می‌کند. اما اگر یاد بگیری با اعتماد به نفس نزدیکش شوی، به تو گوش می‌دهد.»
رابرت این را در طراحی بازی هم لحاظ کرد تا بازیکن‌ها یاد بگیرند چطور بدون ترس، با پول برخورد کنند و از آن ابزار بسازند، نه دشمن.

در بخش دیگری، رابرت توضیح می‌دهد که برای شروع مسیر مالی لازم نیست ثروتمند باشی. فقط باید ذهن آماده‌ی یادگیری و اقدام داشته باشی. او پیشنهاد می‌دهد که از کارهای کوچک شروع کنی:
کتاب‌های مالی بخوان، بازار را زیر نظر بگیر، با افراد باتجربه گفت‌وگو کن، فرصت‌های سرمایه‌گذاری کوچک را امتحان کن، و از اشتباه نترس.

 


پیشنهاد باشگاه

کتاب پدر پولدار پدر بی پول

فروشگاه کش فلو . محصولات فروشگاه


می‌گوید: اگر امروز با پول کمی یاد بگیری، فردا می‌توانی با پول زیاد موفق‌تر باشی. اما اگر با پول کم نتوانی آن را مدیریت کنی، پول زیاد فقط اشتباه‌هایت را گسترش می‌دهد.

او همچنین تأکید می‌کند که در این مسیر، باید گروه‌های هم‌فکر پیدا کنی؛ افرادی که مثل تو در مسیر رشد مالی‌اند.
می‌گوید: «دوری از آدم‌هایی که فقط شکایت می‌کنند و دیگران را سرزنش می‌کنند، اولین قدم ثروت است. اطرافت را با کسانی پر کن که الهام می‌دهند، نه کسانی که انرژی‌ات را می‌گیرند.»

در پایان فصل، رابرت جمله‌ای می‌گوید که به‌نوعی جمع‌بندی تمام کتاب است:
«همه‌جا طلا وجود دارد، اما بیشتر مردم یاد نگرفته‌اند آن را ببینند.»
او می‌گوید فرصت‌های مالی در اطراف ماست، اما فقط کسانی می‌توانند آن را تشخیص دهند که چشم و ذهنشان آموزش دیده باشد.

بازی کش‌فلو دقیقاً برای همین ساخته شد برای اینکه به ما یاد دهد چطور فرصت‌ها را ببینیم، اشتباه کنیم، یاد بگیریم و دوباره امتحان کنیم.

در نهایت، آزادی مالی برای همه ممکن است، اما فقط اگر از جایت بلند شوی و شروع کنی.

همه‌ی دانش‌ها و آرزوها، بدون اقدام، بی‌ارزش‌اند.


کیوساکی می‌گوید:

تو لازم نیست نابغه باشی، فقط باید شروع کنی. بگذار تجربه بهترین معلمت باشد.

 

بازی کش فلو دقیقاً این درس‌ها را عملی می‌کند و نشان می‌دهد که مدیریت دارایی‌ها و ایجاد جریان نقدی مثبت، مسیر خروج از چرخه‌ی تکراری و رسیدن به آزادی مالی است.

 

 رابرت درباره‌ی بازی کش‌فلو صحبت می‌کند بازی‌ای که خودش طراحی کرده تا مردم بتوانند همه‌ی مفاهیم کتاب را در عمل تمرین کنند.

او می‌گوید:

«بیشتر مردم فقط درباره‌ی پول حرف می‌زنند، اما نمی‌دانند در واقعیت چطور تصمیم مالی بگیرند.
من بازی کش‌فلو را ساختم تا بتوانند در یک محیط امن، همان تصمیم‌ها را تجربه کنند.»

 

 هدف بازی

هدف اصلی بازی، خارج شدن از چرخه‌ی موشی (Rat Race) است یعنی یاد بگیری به جای کار کردن برای پول، دارایی‌هایی بسازی که درآمد غیرفعال ایجاد می‌کنند.

 

 گروه سنی بازی

بازی کش فلو برای بزرگسالان بالای 14 سال طراحی شده است ولی یک نسخه ساده شده و سریع شده از این بازی با عنوان بازی کش فلو ریس نیز برای کودکان 6 سال به بالا طراحی شده است که خانواده ها می توانند برای رشد سواد مالی کودکان و نوجوانان خود از آن استفاده کنند.

 


پیشنهاد باشگاه

بازی رومیزی کش فلو ریس

فروشگاه کش فلو . محصولات فروشگاه

 

 

در بازی:

حقوق ماهانه داری،

خرج و بدهی داری،

می‌توانی سرمایه‌گذاری کنی،

می‌توانی ریسک کنی و درس بگیری.

برنده کسی است که با خرید دارایی‌های درآمدزا، بتواند هزینه‌های ماهانه‌اش را از طریق درآمد غیرفعال پوشش دهد دقیقاً همان استقلال مالی واقعی در زندگی!

 

 

 فواید بازی کش‌فلو

 

  • یاد می‌گیری تفاوت دارایی و بدهی را در عمل تجربه کنی.
  • با مفهوم جریان نقدی (Cashflow) آشنا می‌شوی.
  • در محیطی بدون خطر، ریسک مالی و تصمیم‌گیری را تمرین می‌کنی.
  • می‌فهمی چگونه احساسات (ترس، طمع، شک) روی تصمیم مالی‌ات اثر می‌گذارد.

کیوساکی می‌گوید:

«در دنیای واقعی هر اشتباه مالی هزینه دارد،
اما در بازی کش‌فلو می‌توانی هزار بار اشتباه کنی و ثروتمند شوی چون یاد می‌گیری چطور فکر کنی.»

 

ثروت با عمل شروع می‌شود، نه با نیت.
یاد بگیر، تمرین کن، بازی کن، و هر روز کمی جلوتر برو.
با ذهن درست و اقدام مداوم، آزادی مالی فقط زمان می‌خواهد، نه شانس.

 


برچسب ها :  پدر پولدار پدر بی پول , خلاصه کتاب پدر پولدار پدر بی پول , کتاب پدر ثروتمند پدر فقیر ، کتاب بابای پولدار بابای فقیر ، آموزش مالی , سواد مالی , رابرت کیوساکی , اصول ثروتمند شدن , تفکر ثروتمندان , کتاب‌های موفقیت مالی , خلاصه کتاب رابرت کیوساکی , آموزش سرمایه گذاری , مدیریت پول , تفاوت ثروتمند و فقیر , رازهای پولدار شدن , آزادی مالی , کسب ثروت , خلاصه کتاب‌های انگیزشی , نکات کتاب پدر پولدار پدر بی پول , بازی کش فلو , cashflow game , کتاب‌های خودسازی و موفقیت , راه‌های رسیدن به استقلال مالی , درآمد غیرفعال , عادت‌های مالی ثروتمندان , آموزش سرمایه‌گذاری شخصی ، بازی کش فلو ریس ، بازی کش فلو برای بزرگسالان ، 

سایر محصولات

بازی رومیزی کش فلو

فروشگاه کش فلو . محصولات فروشگاه

بازی رومیزی کش فلو ریس

فروشگاه کش فلو . محصولات فروشگاه

کارگاه مجازی برنامه ریزی مالی در زندگی شخصی

رضا کارگزار . آموزش سواد مالی

سریال صوتی زنگ سواد مالی (پادکست)

رضا کارگزار . آموزش سواد مالی

سریال ویدئویی مربی سواد مالی

رضا کارگزار . مربی سواد مالی

سریال متنی خط سواد مالی

رضا کارگزار . خط سواد مالی

بازی رومیزی کش فلو

فروشگاه کش فلو . محصولات فروشگاه

بازی رومیزی کش فلو ریس

فروشگاه کش فلو . محصولات فروشگاه

کارگاه مجازی برنامه ریزی مالی در زندگی شخصی

رضا کارگزار . آموزش سواد مالی

سریال صوتی زنگ سواد مالی (پادکست)

رضا کارگزار . آموزش سواد مالی

سریال ویدئویی مربی سواد مالی

رضا کارگزار . مربی سواد مالی

سریال متنی خط سواد مالی

رضا کارگزار . خط سواد مالی


 درباره وبلاگ :

این مقاله به صورت متنی و رایگان در باشگاه کش فلو منتشر می شود و فقط با درج نام نویسنده و مترجم و بک لینک به این صفحه در باشگاه کش فلو، می توانید تمام یا قسمتی از محتوای آن را تکثیر نمایید.


راهنمای اطلاع رسانی :

جهت اطلاع از انتشار آخرین مقالات وبلاگ لطفاً در پیام رسان های باشگاه کش فلو عضو شوید و ایمیل خود را در بخش "ویرایش حساب من" وارد نمایید. مقالات وبلاگ به صورت همزمان در کانال یوتیوب باشگاه کش فلو نیز اطلاع رسانی می شود که با سابسکرایب کردن کانال و فعال کردن زنگوله، یوتیوب خودش به شما اطلاع رسانی می کند.

تلگرام     cashflowir@
ایتا     cashflowir@
یوتیوب     cashflowir@

راهنمای درج پرسش یا نظر :

برای درج پرسش یا نظر خود در این صفحه لطفاً ابتدا در سایت باشگاه عضو شده یا وارد شوید. پس از ورود بخش پرسش و پاسخ در پایین همین صفحه برای شما نمایش داده می شود و می توانید پرسش یا نظر خود را درج کنید. پاسخ شما در اولین فرصت داده خواهد شد و به محض درج پاسخ، پیامک اطلاع رسانی آن توسط سایت باشگاه برای شما ارسال خواهد گردید.

پرسش و پاسخ (0)